این چند وقت...........
دینا جونم این چند وقت سرمون حسابی شلوغ بود و نتونستم وبلاگتو آپ کنم.پنجشنبه آنا (مامان بابایی ) مولودی خوانی داشت برای همینم این یه هفته داشتیم خرید میکردیم و اصلا وقت نشد بیام از شیطونیات بگم.
دیگه حرف زدنت تقریبا تکمیل شده و داری کم کم جمله هارو کامل میگی مثلا چند روز پیش که داشتیم با هم میرفتیم خرید همین که رسیدیم و من ماشین و خاموش کردم برگشتی گفتی بنزین تموم شد 
امروزم که با مامانم تلفنی صحبت میکردی بهش گفتی ماجون پارچه بخر برام
مامان جونم رفته پارچه خریده و یه چادر نماز برات دوخته .
خلاصه حرفایی میزنی که هممون از تعجب این شکلی میشیم
بریم سراغ عکسا.....

دینا و امیر علی خونه مامان جون


اسرا - امیر علی (نوه خاله بابایی) - الینا - دینا

اینم 3 دختر عمو
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


این چند وقت...........
